پدیدارشناسی بدن زیسته و رنج ادراک در شعر و نقاشی سهراب سپهری: خوانشی میانمتنی از مرلوپونتی، فروید، هایدگر و شوپنهاور
Keywords:
سهراب سپهری, پدیدارشناسی ادراک, بدن زیسته, رنجAbstract
شعر و نقاشی سهراب سپهری، در کنار ویژگیهای بصری و زبانی، عرصهای برای تجربهٔ زیباشناختی «بودن» و «دویدن برای بود» فراهم میآورد. این مقاله با رویکرد پدیدارشناسی و تلفیق فلسفهٔ بدن زیسته (مرلوپونتی)، هستیشناسی دازاین (هایدگر)، روانکاوی فقدان و والایش (فروید) و متافیزیک رنج (شوپنهاور)، به بررسی نحوهٔ شکلگیری تجربهٔ زیباشناسی در آثار سپهری پرداخته است. پژوهش با تحلیل تطبیقی شعر «صدای پای آب» و تابلوی «ماهیها در میان نیها» نشان میدهد که شعر و نقاشی سپهری همزمان وضعیتهای بدنی، روانی و هستیشناسانه را بازنمایی میکنند. نتایج نشان میدهد که در آثار سپهری، «بودن» نه صرفاً وضعیت ایستا بلکه فرآیندی پویا و مرتبط با ادراک بدنی و مواجهه با رنج است و فقدان و تنهایی نه مانع بلکه منبع خلاقیت و والایش هنری محسوب میشوند. این پژوهش درک عمیقتری از پیوند فلسفهٔ غربی با هنر ایرانی ارائه میدهد و نشان میدهد که تجربه زیباییشناختی در سپهری حاصل همزمانی بدن، روان و آگاهی است.