معارضه و تحدی با قرآن کریم در تاریخ
Keywords:
اعجاز قرآن, تحدّی, معارضه, شعر عربیAbstract
این مقاله به بررسی مفهوم «تحدّی و معارضه در قرآن کریم» بهعنوان یکی از مباحث اساسی اعجاز قرآن میپردازد و با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی، نمونههایی از تلاشهای تاریخی برای معارضه با قرآن را واکاوی میکند. در این راستا، ادعاهای افرادی چون مسیلمه و طلیحه بن خویلد و نیز آنچه به برخی ادیبان و شاعران مانند ابن مقفّع، ابوالعلاء معرّی و متنبی نسبت داده شده، در پرتو نقد بلاغیان و ادیبان بزرگ چون عبدالقاهر جرجانی، باقلانی و جاحظ بررسی میشود.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که این تلاشها، علیرغم تفاوتهای زمانی و انگیزههای گوناگون، هدف از آنها معارضه بوده است و اینکه عربهای قبل از اسلام قطع به یقین این مفهوم را درک کردهاند ولی این نمونهها هرگز نتوانستهاند به سطح نظم، انسجام معنایی و تأثیرگذاری بلاغی قرآن نزدیک شوند و در بسیاری موارد، ضعف ساختاری و فقر معنایی آنها در مقایسه با اسلوب قرآنی آشکار گردیده است. همچنین واکنش قریش به تحدّی قرآن و روی آوردن آنان به اتهامهایی چون سحر و افتراء، بهجای اقدام عملی به معارضه، نشانهای روشن از ناتوانی آنان در برابر این کتاب است.
نتیجه آنکه تحدّی قرآن، افزون بر بُعد اعتقادی، دارای پشتوانهای بلاغی و تاریخی است که زمینه را برای ورود به بحث خصایص زبان قرآنی و علل امتیاز ساختاری و معنایی آن فراهم میسازد.