بررسی علل کنارهگیری روحانیت شیعه از سیاست در دوران رضاشاه
Keywords:
روحانیت شیعه, رضاشاه پهلوی, نفوذ سیاسی روحانیت, نفوذ اجتماعی روحانیتAbstract
این پژوهش به بررسی علل کنارهگیری روحانیت شیعۀ ایران از سیاست در دورۀ رضاشاه پهلوی میپردازد. روحانیون در عصر مشروطه با ائتلاف با نیروهای ترقیخواه توانستند استبداد قاجار را به چالش بکشند و در بسیج مردم نقش محوری ایفا کنند. با این حال، ناکامیهای مشروطه در دهۀ ۱۲۹۰ خورشیدی از جمله گسترش ناامنی، ضعف اقتصادی و فروپاشی اقتدار دولت مرکزی، موجب دلسردی روحانیون شد. کودتای ۱۲۹۹ و اقدامات رضاخان در ایجاد ثبات و تمرکز قدرت، همراه با جلب اعتماد نسبی روحانیت، زمینهساز حمایت یا سکوت آنان در مسیر سلطنت وی گردید. اما رضاشاه پس از دستیابی به قدرت، سیاستهایی را در پیش گرفت که نفوذ سیاسی و اجتماعی روحانیون را در عرصۀ عمومی محدود ساخت. واکنش اغلب رهبران روحانی در این دوره اتخاذ رویکرد «مدارا» و «ارشاد» بود و تنها معدودی مانند حاجآقا نورالله اصفهانی و سیدحسن مدرس به مقاومت جدی پرداختند. در نتیجه، روحانیت از صحنۀ سیاسی کشور کنار رفت، هرچند نفوذ اجتماعی خود را در میان تودهها حفظ و حتی تقویت کرد.