شناختی از شهر اصفهان در آئینه شعر و ادب – نظر مورخان و شاعران »
کلمات کلیدی:
شعر فارسی, اصفهان, هویت شهری, نشانهشناسی فضاچکیده
شهرها صرفاً ساختارهای کالبدی و فضایی نیستند، بلکه نظامهایی پیچیده از معنا، حافظه جمعی و هویت فرهنگیاند که در بستر تاریخ و ادبیات بهطور مداوم بازتولید و بازنمایی میشوند. در این میان، اصفهان بهعنوان یکی از مهمترین شهرهای تاریخی ایران، جایگاهی ممتاز در متون تاریخی، سفرنامهها و بهویژه شعر فارسی دارد. این شهر نهتنها در دوره صفوی به اوج شکوفایی سیاسی و معماری رسید، بلکه در لایههای ادبی نیز به نماد زیبایی، نظم، شکوه و «ایرانیت فرهنگی» تبدیل شد.
این مقاله با رویکردی میانرشتهای و با بهرهگیری از نظریههای مطالعات شهری، نشانهشناسی فرهنگی و نقد ادبی، به تحلیل بازنمایی اصفهان در متون تاریخی و شعر فارسی میپردازد. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل کیفی متن و خوانش هرمنوتیکی منابع ادبی و تاریخی است. تمرکز اصلی بر بررسی استعارههای مسلط شهری مانند «نصف جهان»، «شهر-بدن» و «شهر-بهشت» و همچنین پیوند میان معماری صفوی و ساختارهای استعاری در شعر فارسی است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد اصفهان در گذر زمان از یک شهر تاریخی به یک «متن فرهنگی چندلایه» تبدیل شده است؛ متنی که در آن ادبیات، معماری، تاریخ و حافظه جمعی بهطور همزمان در تولید معنا نقش دارند. این شهر در شعر فارسی از یک مکان جغرافیایی به یک «امر اسطورهای-زیباشناختی» ارتقا یافته و در متون تاریخی بهعنوان نمونهای از نظم شهری و شکوه تمدنی بازنمایی شده است.