سیاست فرهنگی شهری و بازنمایی طبقه در فضاهای عمومی در ایران: مطالعه ای انتقادی در بستر شهرهای ایران
کلمات کلیدی:
سیاست فرهنگی شهری, فضاهای عمومی, بازنمایی طبقه, زیملچکیده
فضاهای عمومی در شهرهای ایران نه تنها عرصههای کالبدی برای تردد و تعاملاند، بلکه صحنههایی اجتماعی هستند که در آنها طبقه، هویت و قدرت بهصورت روزمره «اجرا» و «بازنمایی» میشوند. این پژوهش با بهرهگیری از رویکرد جامعهشناسی شهری و با اتکا به نظریات گافمن، زیمل و کاستلز، به بررسی این مسئله میپردازد که سیاست فرهنگی شهری چگونه بر بازنمایی طبقات اجتماعی در فضاهای عمومی تأثیر میگذارد و این بازنماییها چگونه در کنشهای روزمره، تعاملات چهرهبهچهره و تجربه زیسته شهروندان بازتولید میشوند. از منظر گافمن، فضاهای عمومی «صحنههای نمایشی» هستند که در آن افراد با استفاده از نشانههای ظاهری، سبک پوشش، رفتار و مصرف، طبقه اجتماعی خود را «اجرا» میکنند. زیمل نشان میدهد که زندگی شهری با ریتم سریع، محرکهای متعدد و برخوردهای گذرا، نوعی «فردیت نمایشی» و «تمایز طبقاتی» را در فضاهای عمومی تقویت میکند. کاستلز نیز با مفهوم «فضای جریانها» توضیح میدهد که چگونه سیاست فرهنگی شهری، از طریق رسانهها، بیلبوردها، جشنوارهها و نمادهای شهری، الگوهای خاصی از سبک زندگی و طبقه را برجسته میسازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که سیاست فرهنگی شهری در ایران اغلب به بازنمایی طبقه متوسط و فرادست بهعنوان «سوژههای مطلوب شهری» منجر میشود، در حالی که طبقات فرودست در فضاهای عمومی یا نامرئی میشوند یا بهعنوان «دیگری شهری» بازنمایی میگردند. این مقاله نتیجه میگیرد که برای تحقق عدالت نمادین، سیاست فرهنگی شهری باید به تنوع طبقاتی، چندصدایی و تجربه زیسته گروههای مختلف توجه بیشتری نشان دهد.