واکاوی بینامتنی آموزههای اخلاقی و سیاسی نهجالبلاغه در آثار سعدی (مطالعه موردی: گلستان و بوستان)
Keywords:
سعدی, نهجالبلاغه, ادبیات تطبیقی, بینامتنیتAbstract
پژوهش حاضر با هدف تبیین مناسبات بینامتنی میان حکمتهای نهجالبلاغه و نظام اخلاقی آثار منظوم و منثور سعدی، به واکاوی ۵۰ گزاره برگزیده از منظر تطبیقی میپردازد. مسئله اصلی تحقیق، چگونگی فرارَویِ آموزههای حکمی از ساحتِ وحیانی و خطابی در کلام امام علی (ع) به ساحتِ ادبی و تمثیلی در گلستان و بوستان است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد بینامتنیت است که بر اساس آن، سازوکارهای اقتباس، بازآفرینی و بومیسازی مفاهیم علوی در اندیشه سعدی استخراج شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که سعدی با بهرهگیری از تکنیکهایِ «تصویرسازی پارادایمیک» و «تقلیلِ انتزاع به انقیادِ زبانی»، مفاهیم کلانی همچون عزتنفس، قناعت، و تعاملات اجتماعی را از گزارههایِ کلامی به الگوهایِ رفتارِ عملی تبدیل کرده است. تحلیل دادهها مبین این واقعیت است که ۸۶ درصد از ابیات مورد مطالعه، فراتر از یک شباهت ساده، بیانگرِ نوعی «بازآفرینیِ خلاقانه» هستند که در آن، غایتِ کلامِ علوی (حفظ کرامت انسانی) در بافتِ فرهنگی و اجتماعی قرن هفتم هجری بازتعریف شده است. این پژوهش در نهایت به این نتیجه دست مییابد که سعدی با استفاده از قدرت اقناعیِ شعر، میان فصاحت علوی و بلاغت فارسی پیوندی ارگانیک برقرار ساخته و نهجالبلاغه را به عنوان زیرمتنِ اصلیِ نظامِ تربیتی خود برگزیده است.